محمد قنبرى

481

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

تنها در عصر خود عالم گمنامى نبوده بلكه از اشهر علماى شيعه به شمار مىآمده است . 9 . در مصاحبه آمده است : « تحصيل‌كرده‌ها حديث را نقد مىكنند و بايد بكنند زيرا فن آنهاست » . شناخت احاديث و صحت و سقم آنها احتياج به تخصص تام و تمامى دارد و هر كه اندكى علم آموخت نمىتواند و نبايد به اين مهم دست يازد ، سال‌ها خون جگر مىخواهد و زحمات مداوم و طاقت‌فرسا مىطلبد . نقد حديث فن هر كس كه نام او را تحصيل كرده بنهيم نيست خصوصاً در قسمت متن‌شناسى ، هر حديث پيچيده و مشكل را نبايد به سادگى رد كرد . به اين روايت از امام باقر عليه السلام توجه فرماييد : عن ابى عبيدة الحذّاء ( بسند صحيح اى صحيح ) قال سمعت أبا جعفر يقول : إن أحب أصحابى إلىّ أفقههم و أورعهم و أكتمهم لحديثنا و إن أسوأهم عندى حالًا و أمقتهم إلى الذى إذا سمع الحديث ينسب إلينا و يروى عنا فلم يحتمله قلبه و اشمأز منه ، جحده و اكفر من دان به ، و لا يدرى لعل الحديث من عندنا خرج و إلينا أسند فيكون بذلك خارجاً عن ديننا ( من ولايتنا فى . ل ) . « 1 » . . . به سند بسيار صحيح روايت شده است كه امام باقر عليه السلام فرمود : از اصحاب من ، نزد من آن كس بدحال‌تر و بيشتر مورد نفرت من است كه هنگامى كه حديثى را كه به ما نسبت داده شده و از ما روايت شده است را مىشنوند و دل او آن را تحمل نكرده و از آن متنفر مىشود ، آن را انكار نموده و معتقدين بدان را به كفر متهم مىسازد ، او نمىداند شايد اين حديث از نزد ما ، خارج گشته و به ما پيوند خورده باشد پس او به وسيلهء اين ( انكار ) از دين ما ( يا از ولايت ما ) خارج مىشود .

--> ( 1 ) . آخرين باب بصائر الدرجات ، صفار ، محمد بن حسن بن فروخ ، چاپ كتاب تبريز ، 1381 ق ، ص 537 ؛ مختصر بصائر الدرجات حسن بن سليمان حلى ، چاپ اول ، مطبعة حيدرية ، نجف ، 1370 ق ، ص 98 ؛ بحار الأنوار ، ج 25 ، ص 365 .